و... اصلا درک نمی کند که موضوع چیست و زبان و حرکات و اتفاقاتی که در آن عالم برایش رخ می دهد ، برایش نامفهوم است ، لذا در ابتدا اتفاقاتی که برایش می افتد را نمی تواند مشیّت آنها را بفهد ، برای همین دائم زبانش به اعتراض گشوده است که چرا برای من این اتفاق افتاد ؟ چرا ؟....
یعنی اگر جمال به او رو کند و خدا زیبایی ها را به او نشان دهد ، او زبان و حکمت این زیبایی را نمی فهمد و اگر جلال به او رو کند و برای رشدش او را در دست اندازها بیندازد و در مشکلات گرفتارش کند ؛ او راز مشکلات و مصایب را نمی داند و زبان و حکمت این زشتی که به او اصابت کرده را نمی فهمد و تا مدتی همچنان گیج می زند و با حیرت به مسائل نگاه می کند تا اینکه کم کم ، به مرور با افتادن در آتش مصایب و مشکلات ؛ پخته می شود و با تکرار ..... معنی جملات و مفاهیم آن عالم را می فهمد و بزرگ تر می شود و با آنان در آن عوالم سیر می کند و بالاتر می رود ، یعنی هم حرفشان را می فهمد و هم می تواند با آنان حرف بزند و ارتباط برقرار کند .
نظرات شما عزیزان:
برچسبها:


















